خانه
برای سم (بخوانید سین—میم)
به حلق کدامین هوس
بچکانم؟
التماس خیسم را
فلج فلج راه آمده ام
با زانوانم درنوسانی لخت
با اندامهای کشیده عصا هایم/تا زیر شانه ها
با گریه کودکان
با آفتاب و شرم ابرها
تا بدانم
به حلق کدامین هوس
بچکانم؟
التماس خیسم را
فلج فلج راه آمده ام
تا شرابه های خنج هایت را بر پوستم شیار کنی
تا شعله شعله برافروزیم
ای که جهان از دریچه چشمانت
ماندگی ام را به تماشا نشسته است
بگذار بگویمت:
(( برف و آتش اسرار منند))
دریغا که آبی آسمانم گوشه ای نداشت
تا ابرهای نارنجی ات را مهمان شوم
بگذار بگویمت:
((لاشه کبوتری سفید بر بام ما می پوسد))
نه! هنوز بیدی در باغچه های آذر مجنون نشده بود
که راه افتادم
فلج فلج
با زانوانم درنوسانی لخت
با پاهایی به وزن جهان
با گریه کودکان
با آفتاب و شرم ابرها
با جیغ نقره ای چرخ های ویلچری
بر پیاده رو های اردیبهشت
بگذار بگویمت:
((جای انگشتهایت بر دسته هایش خالی است))